خلاصه کتاب: آموزه‌ های آواگونه برای والدین – بخش دوم

folder_openمعرفی کتاب آبرنگ
visibility30 بازدید
commentبدون دیدگاه
خلاصه کتاب: آموزه‌ های آواگونه برای والدین

خلاصه کتاب: آموزه‌ های آواگونه برای والدین – بخش دوم – کتابی است که به والدین نشان می‌دهد که تغییر لحن صدا چطور می‌تواند رابطه پدر و مادر با فرزندشان را کاملاً دگرگون کند.

برای مطالعه بخش اول خلاصه کتاب کلیک کنید.

چگونه با بچه های کوچک صحبت کنیم

تماشای کودکانی که یاد می گیرند با آن لحن شیرین کودکانه صحبت کنند که گاهی اوقات برداشت های خود را با آن بیان می کنند لذت خاصی دارد. همانطور که کودک نوپا یاد می گیرد چگونه جملات را از شما و اطرافیانش تلفظ کند، شما را می خنداند.

اما با افزایش سن، والدین تمایل بیشتری به صحبت با فرزندان خود دارند. اما این رابطه گاهی به اشتباه شکل می گیرد.
مشکل این است که وقتی بزرگتر می شوید، لحن والدین اغلب تغییر می کند و بوی تصحیح و تصحیح یا آموزش درست از غلط از طریق هشدار می دهد. سعی کنید این میل را تا حد امکان کاهش دهید.

در این سن کودک شما یاد می گیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند. اگر مدام به او گوشزد کنید که این کار را بکند و آن کار را انجام ندهد، به احتمال زیاد از شما اطاعت نمی کند و وقتی بزرگ شد به حرف شما گوش نمی دهد.

اگر واقعاً انتظار رفتار خاصی از فرزندتان دارید، آن درخواست را مستقیم و مختصر به گونه ای مطرح کنید که می دانید بیشترین تأثیر را روی او خواهد داشت. به عنوان مثال، به جای اینکه با لحنی متعجب و عصبانی بگویید: “آیا واقعاً می خواهید در آشپزخانه بازی کنید؟”

در گفتگوها بهتر است وانمود کنید که محققی هستید که در حال مطالعه آداب و رسوم یک فرهنگ خارجی هستید. به آنچه به فرزندتان می گویید گوش دهید. با تکرار آن، اهمیت آنچه او گفته است را تصدیق کنید و سپس سؤالات بعدی را به گونه ای بپرسید که توجه او را بیشتر جلب کند. به عنوان مثال، می توانید بگویید: “پس مربی به شما اجازه می دهد بازی مورد علاقه خود را انتخاب کنید؟” چه بازی را انتخاب کردید؟ میشه به من یاد بدی با هم بازی کنیم؟”

در مورد آنچه در ذهن اوست کنجکاو باشید و برای آنچه می گوید اشتیاق نشان دهید. به عنوان مثال، اگر کاردستی ساخته است، فقط بگویید “عالی!” راضی نشوید که او توضیح دهد موضوع چیست. به عنوان مثال، می توانید بپرسید: “آیا واقعاً این را خودتان کشیده اید؟” آفرین پسرم، میشه برای من توضیح بدی که اون نقطه رنگی تو نقاشیت چیه؟ و وقتی برای شما توضیح می دهد، بگویید: «شما واقعا دنیا را زیبا و جالب می بینید. واقعاً جالب است که این مکان برای شما یک هواپیما بود. این صحنه را کجا دیدی؟

اینها نمونه هایی از نشان دادن کنجکاوی و ایجاد رابطه با کودک است. وقتی با او این گونه صحبت می کنید، نشان می دهید که برای نظر او ارزش قائل هستید و به آن احترام می گذارید. از او بخواهید در مورد زندگی روزمره اش تصمیم بگیرد. برای مثال می توانید با انتخاب لباس شروع کنید. اگر قرار است با او درباره «خوب و بد» صحبت کنید، باید مراقب باشید. تنها زمانی نظر او را در مورد تصمیمش بپرسید که بتوانید پاسخ ها و انتقاداتش را بشنوید. به عنوان مثال، اگر مادرتان در حال ملاقات است، از او بپرسید: “وقتی آمد برای او چه بپزیم؟”

رفتار والدین و دیگران در 5 سال اول زندگی نوزاد به شدت بر شکل گیری شخصیت و ویژگی های رفتاری او تأثیر می گذارد. به گفته نویسنده کتاب وندی موگل، این رفتارها که شامل احترام، صبر، نشان دادن اشتیاق و علاقه واقعی است، سپرده‌های سود بلندمدت در «بانک خوب» کودک است. زیرا در آینده نزدیک به این رفتار به بهترین شکل ممکن پاسخ خواهید داد.

همانطور که هر چه بیشتر در بانک سپرده گذاری کنید، سود بیشتری خواهید داشت، سپرده گذاری در بانک شانس کودک نیز با سود فوق العاده ای همراه است که منجر به ارتباط بسیار سازنده با او در آینده می شود. مثلاً وقتی از او می خواهید کاری انجام دهد، بالاترین سطح همکاری را با او خواهید دید.

اگر باید به موضوعی نه بگویید، ابتدا اطلاعات لازم را برای تصمیم خود ارائه دهید. همدل باشید و بگویید: «می‌دانم که می‌خواهی امشب با دوست پسرت بمانی، اما فردا صبح وقت تمرین فوتبال مورد علاقه‌ات است؟» خوب استراحت کن عزیزم بهتر است آخر هفته را با دوست خود بگذرانید. اگر از من بپرسید، بهتر است بگویم نه. می دانم سخت است که با دوستت خداحافظی کنی و جایی را که دوست داری ترک کنی، اما چه چیزی را دوست داری؟ آیا باید پیش دوست خود بمانید و تمرین فردا را رها کنید یا در عوض فردا به تمرین بروید و آخر هفته را با دوست خود بگذرانید و با او بمانید؟”

وقتی با یک کودک به این شکل صحبت می کنید، چندین کار مختلف را با هم انجام داده اید. شما به زبان او با او صحبت کرده اید، به او احترام گذاشته اید، به او حق انتخاب داده اید، به عنوان پدر و مادر خوب صحبت کرده اید و صحبت کرده اید. مثلاً اگر در پاسخ به اعتراض شما نه گفت، می توانید صحبت خود را کمی جدی تر بگیرید و بگویید: “عزیزم، تو شرایط را می دانی، بهتر است به خانه بروی و آخر هفته را با دوست پسرت بگذرانی!”

توجه داشته باشید که باید با توجه به سطح درک کودک با او صحبت کنید. از طریق چنین صحبت هایی متوجه می شوید که در ذهن او چه می گذرد و به تدریج یاد می گیرید که چگونه به او پاسخ منطقی بدهید. این رویکردی است که به شما کمک می‌کند بفهمید چرا گاهی اوقات نحوه صحبت شما با دختران و پسران باید متفاوت باشد. موضوعی که در کتاب لایت بعدی به آن خواهیم پرداخت.

تفاوت صحبت کردن با دختر و پسر

همه دانشمندان و محققین بر این عقیده اند که گفتار و تربیت فرزندان دختر و پسر تفاوت اساسی با یکدیگر دارند. این بدان معنا نیست که شما باید محدودیت های خاصی را برای دخترتان اعمال کنید یا اینکه پسرتان را به دلیل پسر بودن، مثلاً با خشونت، متفاوت تربیت کنید. تنها موضوعی که در کتاب «آواشناسی برای والدین» مطرح شده، بحث شیوه های سازنده و اصولی صحبت با کودکان است.

طبیعتاً مهارت های زبانی و سبک های ارتباطی دختران و پسران به طور متفاوتی رشد و توسعه می یابد. به عنوان مثال، چیزی که برای پسر 5 ساله شما مفید است، ممکن است برای خواهر بزرگتر هم سن او مفید نباشد.

دختران در سنین پایین‌تر بیشتر و بهتر صحبت می‌کنند و راحت‌تر با احساسات دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. پسر شما می‌تواند بی‌وقفه در مورد دایناسورها صحبت کند بدون اینکه به چشم شما نگاه کند، اما دختر شما به اندازه‌ای باهوش است که حتی در 3 یا 4 سالگی، اگر حالت صورت شما تغییر کند، به سرعت متوجه می‌شود: «مامان، چیزی شده؟ ” او می پرسد.

جالب است بدانید بر اساس مطالعات و مطالعات انجام شده، نوجوانان و پسران جوان شنونده بدتری نسبت به دختران هستند. احتمالاً به معنای واقعی کلمه تفاوت را احساس کردید. برای مثال، ممکن است مجبور شوید بارها و بارها با پسرتان تماس بگیرید تا شام بخورید، اما دخترتان با توجه به اینکه خسته هستید، از قبل کنار شما ایستاده است تا سفره شام ​​را بچینید.

اما این تفاوت دلیلی برای تمایز بین فرزندانتان نیست. اگر چندین بار به پسرتان زنگ بزنید و او برای چیزی حاضر نشد، شاید واقعاً صدای شما را نشنیده است.

هرگز از در موضع گیری برای صحبت با کودکان و نوجوانان وارد نشوید. زیرا همین ورودی میانبری برای بحث های طاقت فرسا، طولانی و بی پایان است که در آن حتی فرزندتان به شما گوش نمی دهد.

اگر می‌خواهید بچه‌ها به شما گوش دهند، از صدای بلندتر استفاده کنید. صدای شما باید محکم، مهربان و آرام باشد. در صورت لزوم، از تاکتیک “چشم در برابر چشم” استفاده کنید. یعنی زانو بزنید و تا قد او پایین بیایید، دستتان را روی شانه او بگذارید و واضح و رو در رو با او صحبت کنید.

نکته دیگری در مورد دختران باید ذکر شود. دختران از حدود 4 سالگی می توانند مانند بزرگسالان صحبت کنند. توجه داشته باشید که «بلوغ کلامی» با «بلوغ عاطفی» متفاوت است و آنها را اشتباه نگیرید. بنابراین وقتی کودک 5 ساله پرحرف شما عصبانی می شود، دلیلش این نیست که او با رفتارهای “کودکانه” شما را تحت تاثیر قرار می دهد. او فقط یک بچه است که حرف می زند و چیز زیادی از تأثیر صدای شیرین خود بر دیگران نمی داند، اما می تواند احساسات شما را به راحتی و به سرعت درک کند.

همچنین یک جنبه تاریک برای یادگیری سریعتر مهارت های ارتباطی دختر شما وجود دارد. او احتمالاً در «دور زدن» شما نسبت به برادرش کمی ماهرتر خواهد بود. این باعث می شود که او مکالمات هوشمندانه ای داشته باشد و شرایط یک بحث را با ما خیلی سریعتر قضاوت کند.

برای حل مشکل صحبت کردن با دختران، می توانید کاملاً باز، مستقیم و صادق باشید. از پرسیدن سؤالات منفعلانه-پرخاشگرانه مانند «آیا واقعاً می‌خواهید این لباس‌ها را در مدرسه بپوشید خودداری کنید؟» در عوض مستقیماً به او بگویید: “عزیزم، به این دلایل لباس شما برای مدرسه مناسب نیست، اما اگر می خواهید، می توانید امروز آنها را بپوشید و خودتان ببینید!”

با این گونه صحبت کردن، مستقیماً به او گفته اید که چه فکر می کنید، به او احترام گذاشته اید و به او حق انتخاب داده اید و در نهایت گفتگوی سازنده داشته اید.

هم دختر و هم پسر نیاز به فضای مناسب و مناسبی برای صحبت آزادانه و بیان نیازها و خواسته های خود دارند. آنها باید بتوانند احساس خود را در این محیط بیان کنند و به دلایلی مانند خجالت یا دلایل دیگر چیزی را در درون خود سرکوب نکنند. مراقب باشید فضای خانه شبیه زندان نباشد.

بگذارید آنها برای راحتی و آزادی خود وقت داشته باشند. به پسرتان اجازه دهید چند ساعت بعد از مدرسه پیاده روی کند یا بعد از اتمام مدرسه با دوستانش وقت بگذارد. حتی می توانید برای پسرتان اگر به کارهای یدی و فنی علاقه دارد یک کارگاه کوچک در گوشه خانه درست کنید.

همین کار را برای دختران انجام دهید. هرگز آنها را به خاطر جنسیتشان محدود یا تبعیض نکنید.

به او اجازه دهید غذایی که دوست دارد بخورد، لباسی که می خواهد بپوشد یا کتابی که می خواهد بخواند را انتخاب کند. تا زمانی که هیچ چیز فرزند شما را در معرض خطر قرار ندهد، می توانید به دنیای بیرون اعتماد کنید.

بچه ها تشنه اکتشاف هستند، اجازه دهید این کار را انجام دهند. بخشی از تربیت آنها به محیط بیرون از خانه و اطرافیانشان مانند دوستانشان مربوط می شود. کودک می تواند از طریق آزمون و خطا چیزهای جدیدی بیاموزد و رفتار خود را بر اساس آن تغییر دهد. اجازه دادن به او برای انتخاب لباس، غذا یا سرگرمی و بیشتر، نه تنها استعداد فرزندتان را پرورش می دهد، بلکه زمینه را برای برقراری ارتباط بهتر در حین گفتگوهای جدی فراهم می کند.

یک قانون طلایی برای صحبت با کودکان در مورد مسائل حساس

شاید بارها با این سوال که بچه ها از کجا می آیند؟ کودک و کودک رو به رو باشید. در این موقعیت، اولین واکنش احتمالاً مکث و سرعت دادن به آنچه می خواهید به او بگویید است. افسانه هایی مانند “لک لک ها بچه ها را حمل می کنند” یا “فرشته ای تو را به من داد” در درک کودک نمی گنجد و بعداً این تصورات می تواند باعث ایجاد مشکل شود.

در بیشتر موارد، والدین در پاسخ به سوالات کودکان در مورد موضوعات حساس تری مانند “سکس”، “خشونت”، “مرگ”، “جنگ” و غیره سردرگم می شوند. اکثر والدین در پاسخ به این سوالات سردرگم هستند و سعی می کنند با گفتن یک افسانه یا داستان تکراری و یا اجتناب و پاسخ ندادن ذهن کودک را از این مشکلات دور نگه دارند. اما بچه ها کنجکاوتر از آن چیزی هستند که شما فکر می کنید.
برای پاسخ به سوالات سخت و حساس ابتدا باید بدانید که لازم نیست در پاسخ به سوال کودک همه چیز را به وضوح برای او توضیح دهید. به خاطر داشته باشید که شما همیشه با این سوالات روبرو خواهید شد، نه فقط در مورد اینکه بچه ها از کجا آمده اند. وقتی کودک بزرگ شد، می توانید با توجه به درک و سن او، مکالمه را کامل کنید تا زمانی که در مدرسه به طور کامل آموزش ببیند و در این مورد با شما صحبت کند.

برای آسان‌تر کردن کار، به یاد داشته باشید که به آنچه فرزندتان می‌پرسد توجه کنید و واقعاً گوش دهید. سپس به او پاسخی صادقانه، مشخص و مستقیم بدهید. در این صورت مراقب باشید دختران زودتر از پسران به بلوغ برسند. بنابراین پاسخی که به پسر 5 ساله خود در مورد «بچه دار شدن» می دهید، اصلاً دختر 11 ساله شما را قانع نمی کند. اگر جواب سوالش را از شما نگیرد احتمالا خودش برای یافتن جواب اقدام می کند که می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.

در هر صورت برای پاسخ به سوالات کودکان از اصطلاحات واقعی استفاده کنید. صحبت در مورد افسانه لک لک فقط بچه ها را گیج می کند.

به غیر از روابط جنسی، مسائل دیگری کنجکاوی کودک را برمی انگیزد. به عنوان مثال، اگر مادر شما فوت کرده باشد و شما غمگین باشید، دختر کوچک شما می پرسد: “مرگ یعنی چه؟”

صحبت از مرگ موضوع بسیار پیچیده تری است. به خصوص اگر مجبور باشید مرگ یکی از اعضای خانواده را برای فرزندتان توضیح دهید. شاید شما به طور غریزی نمی خواهید به او بگویید چه اتفاقی افتاده است. چون می ترسد صدمه ببیند و «آسیب روحی» بگیرد. اما اگر به او نگویید چه اتفاقی افتاده است، او از قدرت تخیل خود برای پر کردن جای خالی فردی که خانواده را ترک کرده است استفاده می کند. پس با فرزندتان کاملا صادق باشید. به او اطمینان دهید که سایر اعضای خانواده سالم هستند و مایلید با او صحبت کنید و به او کمک کنید. با این کار ترس کودک را مهار می کنید.

اما در مورد مسائل مالی یا پولی چه باید کرد؟ به عنوان مثال، اگر به دلیل شرایط نتوانید چیزی برای فرزندتان تهیه کنید، احتمالاً از شما خواهد پرسید که چرا نمی توانید؟ یا چرا خانه دوستش از شما بزرگتر است؟

سعی کنید از بودجه خانواده، درآمد و کارتان در مورد این مسائل صحبت کنید. می‌توانید بگویید: «عزیزم، وقتی کار می‌کنی، حقوق می‌گیری. با این پول ما هزینه خانه، اسباب بازی، غذا، لباس و چیزهای دیگر را پرداخت می کنیم. بودجه هر خانواده متفاوت است. همانطور که پدر دوستت مدیر شرکت است، درآمد بیشتری دارد و می تواند خانه بزرگتری بخرد، من و پدرت هم معلم هستیم و بسته به درآمدمان می توانیم خانه ای را که الان در آن زندگی می کنیم، بخریم.»

و وقتی فرزند شما چیزی را می خواهد که شما توانایی خرید آن را ندارید، می توانید به او بگویید: «عزیزم، من در حال حاضر بودجه ای برای خرید آن کالا ندارم. ما می توانیم با هم پول پس انداز کنیم و در ماه آینده چیزی که دوست دارید بخریم.”

شاید در آن لحظه فرزندتان به سخنان شما واکنش ناخوشایندی نشان دهد، اما با گذشت زمان و با درخواست کمک شما، وضعیت را درک می کند و به حرف شما گوش می دهد.

کتاب های زیادی در این زمینه وجود دارد که می تواند به کودکان در برخورد با موضوعات حساس و دشوار کمک کند. اگر فکر می‌کنید فرزندتان از پرسیدن سؤالات خاص خجالتی است یا در مورد چیزی سؤال نمی‌پرسد، باید وارد عمل شوید و او را تشویق کنید که سؤال کند. بازی «سوال بنویس و جواب بیاب» می تواند در این زمینه به شما کمک زیادی کند.

اگر پاسخ دادن به سوال کودک خیلی سخت است، از صحبت کردن خودداری کنید. بگویید: “من سوال شما را درک می کنم. آیا به من فرصت می دهید تا پاسخ را پیدا کنم و فردا در مورد آن صحبت کنیم؟» اگر به راهنمایی بیشتری نیاز دارید، کمک گرفتن از یک مشاور خانواده در این زمینه می تواند بسیار مؤثر باشد.

برای مطالعه بخش سوم خلاصه کتاب کلیک کنید.

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up